تقاضای نجات کشور بعد از ۲۷سال جان کندن
حكومتي كه مي خواست دنيا را نجات دهد وارزشهاي خود را به دنيا صادر كند امروزبعد از 27سال كارش بجايي رسيده كه در سازمان ملل براي انرژي هسته اي هيچ كشوري جز ونزويلا ي بي خبر از همه جا نيست كه به نفع او راي دهد.
وامروز نيز بنا به گفته هاي رفسنجاني د رنماز جمعه بايد منتظر خطر مقابله باجهان ورفتن به به شوراي امنيت باشد.چرا چهره رحمانی وانساني نظام جمهوري اسلامي كه اول انقلاب شعارش را مي داد وآرزو يش را داشت بروز نكرد كه امروز هيچ كشوري
در دنيا حاضر نباشد شهادت دهد ما انرژي هسته اي را براي مقاصد سو ء نمي خواهيم ؟ چرا مردم ايران بايد هزينه ندانم كاريهاي سران خود را" كه خود مصون از هر آسيبي هستند" بدهند ؟
مصر؛حسنی مبارک دموکراسی تون مبارک
انتخابات مصر هم درست مثل انتخابات رياست جمهوري ايران برگزار شد . اما فرق آن با انتخابات ايران اين است كه پيروزي حسني مبارك رييس جمهور 24ساله مصر پيامي جز تثبيت قدرت مطلقه ديكتاتوري مقام ارشد كشور ندارد. اين را همه مفسران دنيا وحتي بچه ها هم مي توانند حدث بزنند .صدام هم همين روش راداشت . درانتخابات آخر عراق بقول خودش 98درصد مردم به او راي داده بودند .
حالا مي توان گفت در مقايسه با ما كه رفسنجناني انتظار مي رفت با تو جه به قدرتي كه دارد در انتخابات پيروز شود اينجا هم ما باز يك گام از كشورهاي منطقه در جابجايي مهره هاي سياسي موفق تريم . بايد همين گام ها را قدر شناخت وتقويتش كرد .
استاندار خراسان بجاي مسولين خانه مطبوعات پي گير درمان خبرنگار آسيب ديده شد
23مردادماه بمناسبت روز خبرنگار مراسمي در تالار همايش هاي نمايشگاه بين المللي مشهد برگزارشد . اين مراسم به پاس تقدير از خبرنگاران وبا حضور استاندارمحترم خراسان فرمانداروريسس شواري شهرومسولين اداره ارشاد خراسان برگزارشد.حضوراستاندارمحترم وفرماندارمشهد نشاني از احترام واهميت به جامعه خبرنگاري داشت كه از سوي عالي ترين مقام استان ارج نهاده شد.استاندارخراسان طي سخناني بر قداست ندانستن مسولين استان ازنقدونگاه مطبوعات درتعامل بين رسانه ومسولين به ايراد سخن پرداخت ومطبوعات را وجدان بيدار جامعه برشمرد.
اين مراسم اگر چه به مناسبت تجليل از خبرنگاران بود اما دست اندركاران برگزاركننده بدون اطلاع قبلي اقدام به تشكيل ميز گردي جهت طرح سوالات خود با حضور مسولين استان ومنجمله مسولين ارشاد شدند . يعني بهترين كاري كه مي توان سوالات اساسي رانپرسيد وپي گيري هم نكرد،چرا كه بعلت آمادگي نداشتن حبرنگاران ازاجراي اين جلسه بسياري ازسوالا ت وانتقادها وپيشنهادها مطرح نشد واساسا شايد جاي طرح درددلها وشكايات نبود ومسولين خانه مطبوعات مي خواستند جبران مافات كرده باشند .
طرح بيمه خبرنگاران ومنجمله بيمه فرهيختگان كه 2سال است از زمان اعلام واقدام آن مي گذرد همچنان در پرده ابهام باقي مانده است وبه همان راحتي كه مسولين ارشاد جواب مي دهنداوضاع بر وفق مراد نيست .متاسفانه يك نمونه عيني آن درهمان جلسه از خبرنگار حادثه ديده جلوي درب نمايشگاه بوجود آمدو با زبان زنده به همه ثابت شدكه درد امنيت نداشتن خبرنگاراستخوان دست وپا شكسته جانكاه تر از قولهاي مليح تكراري مسولين ارشاداست.
درابتداي همايش نيزكه عملكرد خانه مطبوعات توسط ريس اين تشكل بيان شد شايد بنا به مصالحي بسيار مثبت وقابل تحسين از نظر شنوندگان بود كه جا دارد اين سخنان مجددا در يك حلسه داخلي دوباره تكراركنند . از جمله اعطاي وام به خبرنگاران بخصوص كمك يك ميليارد تومان يشبهه اي كه نياز به توضيح مفصل تر دارد كه به كي وكجا وچرا بدون اطلاع اكثريت اعضا؟!.شايد تعدادمعدودي از اعضا خونشان رنگين تر از ديگران است .كميته هايي كه در مراسم معرفي شد نظير كميته ادبي ورفاه ويا تلاش براي آزادي مطبوعات هيچ توضيحي دررابطه با محتواي آن ونحوه عمل آنها داده نشد وبعيد نيست اين كميته ها هم مثل بسياري از آمارهايي كه در جلسه داده شد سال ديگراعلام شود تشكيل شده وچندين جلسه واقدام مثبت انجام داده ودهها پرونده هم پي گيري كرده آنهم بدون اينكه بجز همان تعدادمعدود، ساير اعضا اطلاع داشته باشندوقريب به يقين هم حق وحقوق همان تعداد معدود رنگين خون را پيگيري كرده است. خانه مطبوعات بعنوان يك كار دست چندم درديد هيت مديره نگريسته مي شود ولذابراي اداره آن ازبكار گماردن افراد بازنشسته يا در حد منشي جوابگوي تلفن بسنده كرده اند.
از جمله سوالاتي كه مطرح نشد جلوگيري مسولين استان از روابط عمومي هاي ادارات كه شان خبرنگاران را حفظ نكرده وبسيا رديده شده كه خودشان اقدام به خبرنويسي وتهيه مطالب باب ذايقه رياست دستگاه مربوطه مي كنند وانتظاردارند مطبوعات آنرا چاپ كنند وبعضا فقط در جلسات وموضوعات بي اهميت از خبر نگاران دعوت بعمل مي اورند.
موضوع بعد كه نمي دانيم بعنوان خبرنگار بگوييم يا نگوييم اولا رانت هايي است كه توسط پول بيت المال براي بعضي از نشريات ايحاد مي شود وحق وحقوق اكثريت اعضا كه از نشريات خصوصي هستندووابسته به تامين منابع مالي خوداز ناحيه آگهي ورپورتاژ هستند پايمال مي شود.ثانياباز متاسفانه افرادي كه مويي در اين مسير سفيد كرده اند بجاي اينكه ميدان به نشريات نوپا وجوانان بدهند انحصار نامشروعي براي خود درست كردهو خود را محورتامين اگهي ورپورتاژ از چند دستگاه صنعتي مهم گمارده اند ومانع مانوربقيه نشريات در صحنه مي شوندوسد راه توسعه مطبوعاتي استان شده وعطش سيري ناپذيري دارند.
در نهايت درجديت مسولين خانه مطبوعات همين بس كه در جلسه اي كه به دعوت آنها خبرنگاران دعوت شده بودند وقتي خبر تصادف يك خبرنگار خانم جلوي درب نمايشگاه را شنيدند با بي تفاوتي از آن رد شدند وباز اين شخص ديگر يعني استاندار محترم بودكه پا در ميدان گذاشت ودستور پي گيري معالجه و درمان مصدوم را دادند .
شعر و زندگی
امروز تو تاكسي يكي از دوستامو ديدم كه كتاب شعري تو دستش گرفته بودولا به لاي صفحاتش داشت سير وسياحت مي كرد.
من چند بيت از كتاب رو خوندم كتابي از خانم زنده دل ويك شاعره ديگه بود. با نگاهي گذرا شعراش به نظرم امروزي اومد .قرارشد اون دوستم چند بيت برام بفرسته كه بيصبرانه منتظرشم . خيلي دلم مي خواد و اين وبلاگ حداقل هر باريك بيت شعر روز بزارم .مطمينم اگر شعرخوب پيدا كنم به بهانه اونم كه شده وبلاگ رو آپديت كنم .وازاين تنبلي ودوري چندين ماهه درنوشتن بيرون ميام .حدالاقل مثل همون كاري كه بابا حميد مي كنه .يك بيت شعر هربار تو وبلاگش ميذاره . راستي بابا حميد سرزنده و اميد دهنده به وبلاگ نويسهابرگشته بي سرصدا وآرام وبلاگش رو اين روزها به روز مي كنه من كه خيلي خوشحالم . ديشب هم كلي با هاش چت كردم وخوشآمد گفتم . خلاصه خوش بحال اونهايي كه ذوق شعري دارند.تواين دنيا بنظرم اونهايي كه شعر ميگند تنها نيستند، هميشه يكي رو دارند.افكارشون ،روياهاشون ، احساساتشون دستمايه خوبي براي زندگي دروادي بيكرانهاست .
راحت تر تخليه مي شند .د رضمن من فعلا كارت شبانه دارم يعني از 2شب به بعد كانكت مي شم ،امري بود در خدمتيم .
فعلا براي شروع اين رو داشته باشيد :
مرا بوسه اي ده
چو آن ساغر مي كه بوسد پياپي لب ميگساران
مرا بوسه اي ده
نگه كن به شبنم كه بوسد دمادم رخ سبزه زاران
مرا بوسه اي ده
چو آن مي كه هر شب نهد بر لبش لب ، شبي در بهاران
مرا بوسه اي ده
چو آن گل كه بخشد به پروانه بوسه ، لب جويباران
مرا بوسه اي ده
چو موجي كه بوسد لب ساحلي را چنان بيقراران
مرا بوسه اي ده
بمانند ژاله كه رخسار لاله كند بوسه باران
مرا بوسه اي ده
رفسنجانی ؛ ناطق نوری خرداد ۷۶وقاليباف ،خاتمی
خوب هرچند كه ديگه قصد نداشتم تو اين وبلاگ بنويسم اما انتخابات نزديكه و همه دارند اظهار فضل مي كنند الا ما. لذاارادت ما براين قرار گرفتن كه ملازمان را از فيض فرمايشان ملوكانه خويش محروم نفرماييم .
واما هنوز اسامي تاييد صلاحيت ها شروع نشده اينجور كه بوش مياد قاليباف برنده است . هرچند رفسنجاني هم براي بازار گرمي اومده تو كار ومردم براي اينكه دوباره به يك آخوند اونم رفسنجاني گردن كلفت راي ندند هجوم ميارند كه يك غير روحاني انتخاب بشه واون كسي نيست جز قاليباف خوش تيپ.بقيه نه تيپي دارند ونه كاري كردند كه مردم بشناسنشون .
نمي دونم امكان داره باز همو ن 20ميليون راي خاتمي براي قاليباف هم تكرار بشه يا نه . ولي مطمنم رقابت داغی بين رفسنجاني وقاليباف در ميگيره وهردوشون دور اول به حد نصاب نمي رسند وميرند براي دور دوم .
كروبي هم اگه هيچ بوقي نيست وهمش دنبال قدرته كه بهش نميدند هيچ كار كه نكرده ولي همينقدر كه در بيانيه اخيرش رفسنجاني رو خراب كرد به نظرم بزرگترين گام زندگيش رو برداشت .بالاخره بايد به يكي مي زد كه مهم مي شد و خودش خودش رو تحويل بگيره . تو بيانيه اش نوشته بود در زمان رفسنجاني وزرات اطلاعات پدر نويسنده وروشنفكر و...در اورده ودر مقابل همه بگير وببندها وزندان وشكنجه سكوت مي كرده وهركسي عليه اون حرف مي زده در حكم اهانت به پيامبر بوده ونقره داغ مي شده ووقتي رفسنجاني دولت رو تحويل داده حتي يك سفير خارجي درست وحسابي هم در ايران حضور نداشته .
دمش گرم .اين آخر كاريها كه كسي تحويلش نمي گيره زده به سيم آخر واين واونو افشا مي كنه .
حرف زدن را بياموزيم حتي در سكوت!
يادتون هست قبل از اينكه اين سيستم آي دي كالر در تلفنها راه بيفته كه هر كسي تماس ميگيره شماره تلفنش روي صفحه ظاهر بشه مشگلي داشتيم بنام مزاحم تلفني .يكي تماس ميگرفت وبجاي معرفي خودش هي فوت مي كرد .
در تحليلهاي روانشناسي هم كه از اين پديده مي شد اين افراد را بنام لمپنيسم (هرج ومرج طلب )ويا داراي بيماري ساديسم(ديگر آزاري ) نام مي بردند .اين افراد عمدتا داراي ضعف كيش وشخصيت وترسو ويكسره دچار توهم و ترديد هستند .البته اين بيماري بيشتر در جوامع بسته و كنترل شده مثل كشور ما وخاورميانه بروز مي كند .اين بيماري ناشي از ناتواني از گرفتن واداي حق واقعي افراد بصورت عقده بروزمي كند . يعني شرايط اجتماعي توتاليته اين را به فرد تحميل مي كند . حكومت بصورت رسمي اخلاق ورفتاري را به مردم ديكته مي كند كه هر كس در خلوت خود آن كار ديگر مي كند .
لذا در كوچكترين روزنه اي كه مي يابد بصورت افراطي تر وناهنجار ، ابراز وجود مي كند .اين رفتار در صورت تشديد مي تواند فجايعي را بيا فريند، مثل همين ماجراي قاتل كودكان پاكدشت .اين فرد مشگلش اين بود كه را ه گفتگو با كسي پيدا نكرده تا مانع ناگفته ها به عقده شود .
يا همين فوت كردن يا اسم ها ي مستعار گذاشتن ويا كامنت هاي بي نام ونشان در وبلاگ ها ناشي از همين فشار از بيرون وعدم توانايي بيان خواسته ها ونظرات خود بصورت سازنده است .دو گانگي شخصيت وتمرين مردم به نقش باز ي كردن در دو چهره بسيار دردناك ومخرب ار نظر روحي ووجداني براي افراد جامعه است ومي تواند به بيماريهاي جسمي نيز بينجامد.
بهترين كار اين است كه حداقل سعي كنيم راه گفتگو را بياموزيم حتي اگر در مورد موضوعات ممنوعه بخواهيم حرف بزنيم . بالاخره كساني پيدا مي شوند كه سبك وروش زندگي ما را درك مي كنند .
حتي با اسم مستعار وماسك سعي كنيم زواياي تاريك نفس خودمان راپشت سكوت مرگ آورو بي حاصل نميرانيم .شايد طرف مقابل ما هم پنهان وآشكارش همان رفتار پنهان وآشكار ماباشد.من خودم با اين وبلاگ بسيار تخليه رواني مي شوم ونظرات خودم را راحت در اينجا با افراد در ميان ميگذارم .افرادي هم پيدا مي شوند كه نگاهي به وبلاگ بيندازند حتي اگر مطالب را هم نخوانند و براي دلخوشي كامنت بگذارند كه "چه وبلاگ زيبايي داري به ما هم سر بزن" . هر چند كه مي دانم وبلاگم زيبا نيست
ومطالب سياسی که مورد علاقه من است هم زياد به اندازه مطالب ادبي يا كامپيوتر وچيزهايي ديگرعلاقمند ندارند آنهم با اينهمه تحليلهاي استخواندارسياسيون كهنه كار.و اما بازهم ازاينكه خوانندگان وقت خود را صرف كليك كردن روي اين وبلاگ مي كنند وحداقل تيتر مقالاتم را مي بينند ممنونم ودستشان درد نكند بخصوص اينكه تعداد كامنت هايم را از 1به 2مي رسانند . دست گل تو ن درد نكنه .حق يارتون .
شوراي شهر هر روزافتتاح يك پروژه به اسم خودمان وتخريب هرروز دو پروژه؛ ما قبل ما؛
اگر همه پرده نوشته هاي شوراي شهر راازشرق شهر مشهد تا غربترين نقطه به هم بدوزند واعلام كنند كه بابا شوراي شهر ركوردارافتتاح هر روزه يك پروژه شده وعن قريب هر ساعت يك پروژه افتتاح خواهد كرد باز مردم خاطره وچشمشان از ميدان زيبا وتاريخي تخريب شده ملك آباد ومعلم وچهر ه كريه وبي روح ولخت شده مملو از آهن وسيمان وبتن بلوارسابق سرسبز ملك آباد با آن درخت هاي سپيدارش كه خستگي را از تن هر مسافري مي زدود وباعث افتخار مشهديهابود بر نخواهد گشت .علي الخصوص كه هيچ توضيح ومعذرت خواهي بخاطر كاهش فضاي آرامش بخش مشهد به مردم داده نمي شود ولاجرم مثل هميشه مردم فشارهاي عصبي راروي مسافر وعابر ودوست همكارو زن وبچه خود درمحيط پراسترس شهري خالي مي كنند غافل از اينكه كس ديگري در اين فضا نقش داشته وحتما شوراي شهريها انتظار دارند با سخنراني ها ي اين مسجد وآن دانشگاه خودژست مردم سالاري (البته تاكنون هم بنده هاي خدا از اين شعارها ندادند)منظور م خدمت به مردم وكسب راي (اين يكي را هم اعتقاد ندارند بيشتر رانتي هستند)
منظورانتصاب موفقيت آميز دوره ها ي بعد را به آغو ش بكشند .آدم آتش مي گيرد وقتي مي شنو د در كشورهاي اروپايي براي حفظ يك درخت قديمي مسير خيابان را عوض مي كنند . اي كاش اين آقايان سفرهاي تفريحي خود به اروپا وچين وصد جاي پيدا ونهان ديگر را به جاي فقط بهره بردن از ماموريت هايشاين اصو ل را ياد بگيرند.اما دريغ وصد افسوس .
انقلاب برای ۵شعار
اين روزها وقتي چهره ها وشعارهاي مردم در انقلاب 57ازتلويزيون نشان داده مي شود مردم با كنجكاوي ودقت بيشتري به صحنه ها وشعارها وحرفهاي مردم وحكومتيان گوش فرامي دهند وهر كسي از ظن خودآبه ارايه تحليل روانشناسانه وسياسي آن واقعه مي پردازند وپاسخ به اين سوال كه كدام زاويه وكدام رفتار را مردم مي كاويدند وبه دنبال چه خواسته هايي بودند؟
در اغلب موارد در چهره تظاهركنندگان نشانه هاي سرشاري از بيم واميدواشتياق واضطراب وهيجان در هم آميخته است.شعارهاي انقلابي داراي چندين پيام مهم بودند كه شايد سالها مردم آن را درون خود فرياد مي كردند ودر انقلاب 57فوران آن شعارها وخواسته هاي خفته بو د .
شعارها از اين قراربود
1 -مرگ بر شاه يعني مرگ بر استبدادوخودرايي وحكومت مطلقه
2-طرد دولت هاي فرمايشي كه يكي پس از ديگري شاه آنها را براي خاموش كردن مردم عوض مي كرد دولت شريف امامي وازهاري بختيار در شعار" ما ميگيم شاه نمي خواهيم نخست وزير عوض ميشه نه شاه مي خواهيم نه شاهپور
لعنت به هرچي مزدور"
۳-سرود "اي شاه خاين آواره كردي خاك وطن را ويرانه كردي كشتي جوانان وطن الله اكبر...." يعني اشاره به وطن فروشي شاه واتكا به بيگانگان وبي توجهي به جوانان كشور براي حفظ وماندن بر اريكه قدرت
4-"الله اكبر ،خميني رهبر "نشان ازجستجوي مردم به دنبال دين ومعنويت كه در چهره يك روحاني ديده بودند كه پشت سر الله نام خميني را مي آوردند آن هم رهبري روحاني كه سابقه دوري از دنيا ومتعلقاتش براي مردم تداعي مي شد
5-دربهار آزادي جاي شهدا خالي نشان از اعتقاد واحترام وآرزوي ملت به آزادي و نفي ساواك ودستگاه رعب وبگير وببند حكومت .
هر چند كه بتدريج از دوران انقلاب بيشتر مي گذشت شعارهاي بيشتري اضافه مي شد اما به نظرم مهمترين شعارهايي
كه داده مي شد حول همين چند محوربود.حال امروز واقع بينانه بايد ديد اين شعارها چقد رتحقق پيدا كرده وآيا ديگر لازم نيست اين شعارها را ابار ديگر تكراركنيم ؟
